سيد ظهير الدين مرعشى
مقدمه 103
تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )
به جز عمل صالح و نام نيك چيزى از ايشان نخواهد ماند ، همچنان كه از گذشتگان اين صنف نمانده است و چون به بركت تقوى مدفن و مقبرهء گذشتگان در دنيا مسجد اهل عالم است ، و در عقبى مقام و مسكن جنّت المأوى كه قوله تعالى : « وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى ، فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى » « 1 » جهت مردم حال نيز در دنيا و عقبى همچنان خواهد بود . قسم چهارم : حملهء سلاح و اركان دولت پادشاهند . اين طايفهء حاليه چون بر احوال طايفهء ماضيه كه از صنف ايشانند واقف گردند ، بدانند - كه آنچه موجب سعادت ايشان بوده چيست ؟ بر همان منوال سلوك نموده از آنچه دليل بر نكبت و شقاوت گذشتگان بود اجتناب نمايند و در دامن اقبال و دولت درآويزند ، و نيز آداب و رسوم محاربه و صفآرايى را در معارك به تتبّع گذشتگان موجب شجاعت و مردانگى خود گردانند ، و از افراط و تفريط كه تهور و جبانت است اجتناب نمايند و نامحمود شمرند . قسم پنجم : ارباب حرث و اصحاب نسل و متوطنان ولايات و ساكنان سوق و تاجران با وقوف و اهل فسوق و فجورند . چون اين طايفه نيز بر احوال گذشتگان ابناء جنس خود وقوف حاصل كنند ، بدانند كه : در اين دنيا آنچه موجب فوايد ايشان در آن بود چيست و آنچه دليل بر نكبت و خسران آنها گشته بود كدام است ؟ ! فلا جرم از مذمومات بگريزند و در دامن نيكى درآويزند چه طبع انسانى مجبول بر ترك مكروهات است . هر قسمى از اين اقسام خمسه قابل شدت و ضعفاند ، و هر يكى در كار خود يكتاى بيهمتااند ، و طبع مجموع مايل به جانب خير است ، و آنچه از مردم شرير و بدكار به ظهور مىرسد در آن نادم و پشيمانند ، و آنكه نه چنين باشد از انسان نيست و در شأن آنها نازل است كه : « أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ » « 2 » و چون از ادنى تا اعلى هر يكى از جنس گذشتگان خود متنبه گشته از آنچه موجب ازدياد نكبت و
--> ( 1 ) - قرآن كريم : سورهء 79 ( النازعات ) آيهء 40 و آيهء 41 مكية . ( 2 ) - قرآن كريم : سورهء ( الاعراف ) آيهء 179 مكية .